تبليغاتX
:: Fardid.ir فرديد ::

دكتر سيداحمد فرديد
با مقدمه علي ابوالحسني (منذر)*
 
سالها پيش مقاله‌اي از دكتر احمد فرديد در روزنامه كيهان حروفچيني و چاپ شده بود اما مجددا از چاپ آن صرف‌نظر گرديد و صفحات چاپ‌شده را خمير نمودند. طرفداران مرحوم فرديد، چند صفحه از نسخه چاپ‌شده را برداشته و به دست ايشان مي‌رسانند. مقاله مذكور به امانت از سوي مرحوم فرديد در نزد يكي از محققان تاريخ (علي ابوالحسني منذر) كه با ايشان ارتباط نزديك داشته، باقي ماند تااينكه وي اخيرا آن را به انضمام مقدمه‌اي در اختيار ماهنامه گذاشت.
ضمن تشكر از اين مورخ معاصر، مقاله منحصربه‌فرد و به لحاظ تاريخي بسيار قابل بحث مرحوم فرديد را به شما عزيزان ارجمند تقديم مي‌كنيم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 21 اسفند1387ساعت 0:23 توسط سید محمد فردید |

حماقت ِ صاحب ِ یكی از وب‌لاگ‌ها در انتشار متنی در تخطئه‌ی كسانی كه به نام فردید و در ذیل نام وی می‌نویسند، ناچارم كرد تا چیزی بنویسم.

صاحب ِ وب‌لاگ، متنی آشفته به اسم ِ‌ یكی از شاگردان فردید(!؟) منتشر کرده است و بنایش را بر تخطئه و تمسخر نهاده است. بی‌هیچ اشاره‌ای به آن متن صرفا مطلبی پیرامون كسانی كه این‌چنین می‌پندارند می‌نویسم. این مطلب به صورت خاص در مورد فردید نوشته شده است . وگرنه درد و دل بنده در مورد شخصیت‌های فكری دیگر نیز هم‌چنین است.

*

یادم نمی‌رود زمانی را كه برای پیدا كردن یك كتاب در مورد فردید یا یك مطلب براي كسانی كه حول و حوش فردید می‌خواستند مطالعه كنند، باید به آب و آتش می‌زدی تا بتوانی چیزی پیدا كنی. احمقانه آن‌كه شاگردان فردید  سهم  خيلي كمي در انتشار مطلب‌ها و كتاب‌های خودشان در دایره‌ی توزیع ِ‌ قابل قبول داشتند.

این‌چنین بود كه پایگاه احمد فردید را آقاي محمدرضا ضاد راه انداختند و سعی كردند تا كمی اطلاعات در اختیار مخاطبان قرار دهند و به نحوی راهی بگشایند برای فهم ِ‌ فردید. فهمی كه پس از حدود چهارده سال از مرگ ِ فردید هنوز رخ نداده است. رخ نداده است، چون هنوز ارائه نشده است. رخ نداده است چون هیچ‌كس نخواسته است تا مطلب‌های فردید منتشر شود. بنیاد حكمي فلسفي فردید كه هنوز در پیچ و خم‌های اداری دارد دست و پا می‌زند و به نـِك نـِك افتاده است و هیچ حركتی نمی‌كند. حضرات ِ شاگردان فردید هم كه دم فروكشیده و در پست‌های مختلف فرهنگی و اجرایی و علمی دارند روزگار می‌گذرانند و فقط وقتِ‌ سخن‌رانی داد مي‌زنند كه "فردید نه پرسپولیس است، نه استقلال".

حال آن‌كه برخی از همین جوان‌هایی كه خواستند چیزی در مورد فردید بخوانند و بدانند دست و پا زدند و چند وب‌لاگ راه انداختند و مطلب‌هایی كه به ذهن‌شان می‌رسید و مطمئنا از پخته‌گی كاملی برخودار نیست را منتشر كردند و نوشتند تا شاید چیزی عایدشان بشود در فهم ِ‌ فردید. سعي كردند تا به جمع‌آوري مطلب در مورد فرديد بپردازند و كاري را كه شاگردان فرديد نكردند، خود انجام بدهند.

چرا كه دریچه‌ی فهم فردید، در ابتدا خواندن و شنیدن و فهم همان حرف‌های فردید است كه زده است. همان حرف‌ها و گفتارهایی كه در دست‌رس خیلی‌ها نیست. به شخصه چندین دی‌وی‌دی از صحبت‌های استاد در دست دارم كه متاسفانه در دست‌رس عموم قرار ندارد و قرار گرفتن‌ش می‌تواند سود بخش باشد. اما هیچ راهی برای توزیع آن پیش ِ رو ندارم. می‌شناسم یكی از شاگردان نزدیك فردید را كه چند ده یا چند صد نوار از سخن‌رانی‌های فردید را در منزل نگه داشته است و نمی‌تواند به توزیع آن اقدام كند؛ چون امكانات لازم آن را ندارد. نوارها را نيز در محيطي ايزوله قرار داده تا خراب نشوند.

بعد كسی می‌آید و غر غر می‌كند و به سخره می‌گیرد توزیع همین چند مطلبی كه در مورد فردید در دست‌رس بعضی‌ها هست. كسی كه این تلاش را یاوه و مایه‌ی شهرت می‌داند و معرفی می‌كند، معلوم است از اولیّات ِ فعالیت فكری و فرهنگی هیچ آگاه نیست. اولیّاتی كه اگر می‌فهمید خودش كاری می‌كرد. خودش حركتی می‌كرد و در انتقال همان حرف‌های فردید تلاشی می‌كرد. كسی كه خودش را شاگرد فردید می‌داند(كه بنده بعید می‌دانم این مطلب را) باید خیلی دقیق‌تر در مورد حركت‌های بقیه اظهار نظر كند و حرف بزند. وگرنه همان بهتر كه مثل خیلی‌های دیگر دم فروكشد و برود و گوشه‌ی سازمانی و جایی روزگار بگذراند و خِلط‌های گلوی خویش را فرو ببرد و حرفی نزند كه این بهتر است برای كسی كه داد و بی‌داد می‌كند و بیرون ِ گود می‌نشیند ونعره‌ی "وا فردیدا" سر می‌دهد.

هر كسی كه قدمی بردارد و حركتی در انتقال اين مفاهیم پیش ببرد، كار صحیحی انجام داده است. هر چند ناقص و هر چند گاهی اشتباه. این بهتر از آن است كه نوارها و یادداشت‌های فردید را درون پس‌توی خانه‌ها بگذاریم و گردی هم از روی آن نزدائیم.



بعد التحریر : قسمت نظرات را بستم. از این روی که فکر می‌کنم حاشیه‌های بر این مطلب دارد بیش از اندازه می‌شود و رسالت ِ این وب‌لاگ چیزی غیر از این و فراتر آنی‌ست که برخی توهم کرده‌اند. به نظرم آن‌قدر مطلب روشن شده است که لازم نیست دیگر ادامه پیدا کند. اگر لازم بود و ضروری، دست به قلم بردن برای‌م کار سختی نیست. اما برای این روزهای ِ بی‌غیرتی ِ فکری، فکر می‌کنم بس باشد.


+ نوشته شده در سه شنبه 29 بهمن1387ساعت 18:59 توسط سید محمد فردید |