با توجه به این مقدمه و با گذشت زمانی نسبتاً مناسب از ظهور فردید در عالم ایرانی، امروز بهتر از گذشته درباره وی میتوانیم سخن بگوییم. لازم است فردید را در زمان خودش و در فضایی که اندیشههای او شکل گرفته شده، در نظر بگیریم. نمیتوان فردید را منفک از زمینه و زمانهای که در آن ظهور کرده، مرود نقد و قضاوت قرار داد. بیتوجهی به همین نکته باعث قضاوتهای خارج از اعتدال درباره وی شده است. افراط و تفریط درباره فردید از زمان حیات خود وی، هم از سوی علاقه مندان و هم از سوی منتقدان شروع شد. فردید نمود و نماینده بخش مهمی از فرهنگ ایرانی در مقابله با فرهنگ مدرن بود. فردید را در درجه اول میتوان ظهور یکی از قابلیتهای فرهنگ ایرانی است. حتی شوریده سری دکتر فردید نمودی از شوریده سری فرهنگ ایرانی است. به هر حال سنتها و عناصر سازنده فرهنگ ایرانی ـ اسلامی وقتی با فرهنگ و تمدن غربی مواجه شد، باید واکنشی از خود نشان میداد. فردید یکی از این واکنشها بود؛ چنان که شاهد ظهور صورتهای دیگری از واکنش و رفتار هم بودیم و این ماجرا همچنان ادامه دارد. وقتی تاریخ فرهنگهای غیر اروپایی را در دوره جدید بازخوانی میکنیم، همه آنها یک دورهای از چالش، تلاقی و رفتارهای واکنشی را پشت سر گذاشته و یا هنوز هم درگیر آن هستند. نحوه تلاقی و برخورد فرهنگها نسبتی با عناصر سازنده آن فرهنگها داشته است. به عنوان مثال، نحوه رفتار چینیهای را با هندیها و بعد با اعراب یا ترکها و سپس با ملتهای آمریکای لاتین مقایسه کنید. امروزه مقایسه رفتار ملتها در مقابل تجدد از بهترین موضوعات برای فهم ریشههای تاریخی، هویت و حتی سررشتهای برای فهم وضع فعلی آنها محسوب میشود.
ما ایرانیها از آغاز آشنایی با مدرنیته، رفتاری خاص از خود بروز دادهایم. این رفتارها در عرصههای اجتماعی و فرهنگی نیز نمود یافته است. نباید آنچه به وسیله روشنفکران و تحصیل کردگان در کتابها و کلاسهای درس و محافل علمی گفته شده است را منتزع از شرایط کلی فرهنگ ایرانی دید. دکتر فردید یکی از نمودهای برجسته و بارز رفتار ما با مدرنیته است. نحوه برخورد او با فلسفه غربی و آنچه وی درباره عالم معاصر گفته است، ریشه و خاستگاهی در فرهنگ ما دارد. تنها با این وجه نظر میتوانیم به نقد واقع بینانه فردید بنشینیم؛ نقدی که امروز نیز به کار آید و نوری پیش رویمان افکند. متأسفانه در سالهای اخیر هم جانبداران فردید و هم نقد کنندگان، راه افراط یا تفریط پیشه ساختهاند یا از وی تصویری ساختهاند که تنها متفکر زمانه است و خاتم حکمت و فرزانگی است یا وی را شخصیتی نابهنجار، بیسواد و عالم به همه بدبختیهای ملت ایران در چند دهه اخیر معرفی کردهاند. باید بررسی کرد که خود این رفتار نامعتدلانه برای معرفی یک شخصیت ایرانی ریشه در کجا دارد.