تبليغاتX
:: Fardid.ir فرديد ::

هیدگر یک فیلسوف است و فهم هیچ فیلسوفی تا آنجا که فیلسوف است سهل و اسان نیست و مستلزم درس و بحث و ریاضت است و مطالب بی سروته ای که خصوصا این اواخر در کتابهای «مدرن» و «پسا مدرن» و «زبان شناسیک» در باب هیدگر نوشته اند نفیا و اثباتا ربطی به هیدگر ندارد و خوانهد آنها تضییع وقت است.

مبدا تماس ما با هیدگر در ایران مرحوم استاد دکتر سید احمد فردید رحمه الله علیه  است که اکنون چند ماهی است از این ویرانسرای ملال انگیز به دار بقا رحلت فرموده اند. ایشان چنانکه خود همیشه می فرمودند نه پیرو هیدگر بودند و نه شارح و مفسر او بلکه با او همسخنی و همداستانی (دیالوگ) داشتند و هیدگر را همیشه در افق حکمت انسی و عرفان نظری اسلام طرح و تفسیر می کردند و بر خلاف گمان باطل عده ای، او را با تمام احترامی که برایش قائل بودند مطلق نمی شمردند.

 

محمد رضا جوزی

 

اگر بگویم که ایشان «جامع الحکمتین» بودند گزاف نگفته ام زیرا عصاره حکمت اسلامی و حکمت غربی در وجود ایشان بهم آمیخته بود و با هم به گفتگوی مدام بودند و خارج از مذاب فلسفی متعارف ایشان خود منهج و مشربی جدا داشتند که طی چهل سال گذشته با قدم همت در آن سیر می کردند و شاگردان نزدیک و کسانی که همسخن ایشان بودند بیش از بنده بر این نکته واقفند و امیدوارم که روزی یکی از ایشان دین خود را به این پیر ره شناس ادا کند و کتابی شایسته در شرح طریقت و حقیقت ایشان بنویسد.

عده ای خاما راه نرفته و مدعیان بی درد از سر انتقاد به ایشان لقب «فیلسوف شفاهی» داده بودند و عده ای هم گاه دوستانه و گاه معترضانه گله می کردند که چرا ایشان کتابی ننوشته و اثری از خود بجا نگذاشته اند که در این باره خود را مکلف می دانم چند نکته را یاد آوری کنم:

اولا برای ایشان «تفکر» یک امر جد و عزیمت بود و همیشه در حال سیر و سلوک «دردمندانه» در این طریق بودند و غالبا این بیت را از مثنوی گلشن راز می خواندند که:

تفکر رفتن از باطل سوی حق

به جزء اند بدیدن کل مطلق


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 8 شهریور1387ساعت 23:40 توسط حسین محمدی |